كوچه گردهاي، كار راه انداز خانه آقاجون

صفحه اصلی » آرشیو » سال سیزدهم, شماره 26, سال 1389 » كوچه گردهاي، كار راه انداز خانه آقاجون

نویسنده (گان): محسن زرگريان

شمارهٔ صفحه: 82

فایل: pdf كوچه گردهاي، كار راه انداز خانه آقاجون - [412.19 KB] - برای دسترسی به مقالات مجله گردشگری نیاز به عضویت در سایت دارید.

ادامه مطلب:

خدا همه رفتگان را بيامرزد، آقاجون- پدر بزرگم را مي گويم، پدر پدرم – تا آن جا كه از دستش بر مي آمد از مواهب دنيايي خوب استفاده مي كرد و اگر هم چيزي براي آخرتش گذاشته بود، آن را خود مي دانست و خداي خودش.... اما آن چه ما ديده بوديم و به آن آگاهي داشتيم سفره پيوسته پهن و رنگارنگي بود كه چون تابلو نقاشي از طبيعت، تمام نعمت هاي الهي اعم از پخته و نپخته در آن چيده شده بود و به دليل متنعم شدن از نعمات الهي، آقاجون پيوسته احساس مي كرد در طول هفته سنگين است. و براي رفع، اين گونه تشخيص مي داد كه خونش «سنگين و كثيف» شده و تجويز مي كرد كه هر جمعه صبح از زالوهاي مهربان همياري به طلبد و خودي سبك كند.
زالو فروشي بود كه از بس در مرداب ها و آب هاي آلوده دنبال زالو بود و همواره آن ها را با خود حمل مي كرد، خودش هم شكل زالو شده بود. قد بلند، لاغر، تكيده، رنگ تيره و زرد مخلوط و بيشتر به تب لازمي ها شبيه بود و به نظر مي آمد به حدقه چشمانش گرد زردچوبه پاشيده اند. 


لطفأ برای خواندن متن کامل مقاله به فایل بالای صفحه مراجعه نمائید.